معماری دزفول

توسط 18 تیر 1393 معماری 2 نظر
Dezful Architecture

در دزفول با نوعی معماری برخورد می‌کنیم که بر خلاف معماری شهرهای دیگر بر اساس هندسه منضبط و چند ایوان است.

در اینجا آزادی بیشتری به وجود آمده، به عبارت دیگر معمار سازنده با دست باز هر گونه شرایط را می‌تواند در نظر بگیرد و در طرح خود جای دهد بدین صورت که تغییرات معماری که متأثر از شرایط زمانی است نه تنها به اصل معماری مشکلی وارد نمی‌کند بلکه بر خلاف معماری خانه‌های سایر نقاط ایران که انعطاف کمتری برای تغییرات دارند به پیچیدگی و در نتیجه به غنای آن می‌افزاید.

در معماری شهر دزفول با عناصر زیادی برخورد می‌کنیم که در معماری سنتی دیگر شهرها نیز دیده می‌شوند که به تشریح تک تک آنها می‌پردازم.

1) ورودی خانه‌ها

ورودی خانه‌ها به عنوان نقطه عطف و مکث در کوچه‌ها (که حالت حرکت را ایجاد می‌کند) عمل می‌کند که با سکوهای طرفین درگاه شروع و با طاق‌نمای بالای در ورودی ادامه می‌یابد. اغلب بالای طاق‌نما یک جفت پنجره یا طا‌ق‌نمای کوچکتر می‌باشد و پیش‍امدگی رخبام این مجموعه را کامل می‌کند.
اگر ورودی و متعلقات بالای آن را به صورت باریکه‌ای عمودی در نظر بگیریم این باریکه صورتی کاملاً قرینه دارد و در ورودی نمای کلی ساختمان هر چه از این باریکه دورتر شویم تقارن بیشتر به هم می‌خورد و پنجره‌ها و طاق‌نماها و نقشه‌هایی که در ارتباط با عملکرد داخلی ساختمان هستند خود را نمایان‌تر می‌سازند به عبارت دیگر اهمیت ورودی سبب می‌شود که کمال و قرینه بودن نمای طرف کوچه یک خانه حفظ شود اما عنصرهایی که در جوار ورودی جای گرفته‌اند از تقارن کامل پیروی نکرده و به نحو آزادتری عمل می‌کنند.
این نکته از ویژگیهای بسیار جالب معماری دزفول است حتی در نقشه داخلی اتاق نیز قسمتهای قرینه در نقطه‌های خاصی جای می‌گیرند و در کنار آنها تقارن به هم می‌خورد و عملکرد داخلی تعیین کننده می‌شود.

2) ایوان

ایوان از مهمترین اجزاء خانه‌های سنتی می‌باشد و کمتر خانه سنتی را می‌توان یافت که ایوان در آن وجود نداشته باشد. ایوان معمولاً فضای اصلی زندگی خانواده‌های ایرانی بوده و با توجه به شرایط اقلیمی منطقه، مسقف یا نیمه باز و در مجاورت حیاط و در جلوی اتاقها ساخته می‌شود. ایوان به عنوان فضای غیر باز، حد واسط مابین فضای بسته و باز را بازی می‌کند. به عبارت دیگر پر و خالی است. این فضا گرما را کاهش می‌دهد، نور را وارد فضا می‌کند و دما را متناسب می‌کند و به تعبیری به مثابه اتاق تابستانی مساکن ایرانی بوده که بعضاً برای خواب بعد از ظهرهای گرم تابستان و حتی خواب شبانه نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

3) ساباط :

ساباط به معنای آسایش می‌باشد.
ساباط محل سرپوشیده‌ای است که جهت ایجاد آسایش ساخته می‌شود. در قدیم چون محدوده زمین هر ساختمانی مانند امروزه مستطیل شکل نبوده و مقررات و ضوابط شهرداری نیز از لحاظ حریم معابر همانند زمان حاضر مدون نبوده و بعلاوه هر محله‌ای در بافت شهری تقریباً خودمختار و اهل محل از لحاظ قومی و یا صنفی هم‌مسلک بوده‌اند لذا در بسیاری از موارد گسترش خانه بر روی کوچه نیز ادامه می‌یافت و یک یا چند اتاق بر روی گذر می‌ساختند و عبور و مرور از زیر این اتاقها صورت می‌گرفت که به آنها ساباط می‌گفتند.

ساباطها دارای چند عملکرد مختلف می‌باشند :
1- ایجاد سایه
2- کاهش درجه حرارت و اعتدال آن
3- بازبودن ساباط باعث کوران جریان هوا می‌شد.
4- عملکرد رانش‌گیر
5- تنوع در فضای یکنواخت گذر
6- هشتی
هشتی که دارای انواع مختلفی است در کتاب معماری اسلامی ، پیرنیا، کاملاً شرح داده شده‌اند فضایی است تقسیم کننده حرکت انسان، یکی از انواع شاخص فضای واسط برای رسیدن به یک فضای متفاوت که معمولاً همراه عواملی چون شکستن زاویه دید، ایجاد تنوع بصری بوسیله ایجاد پیچ و خم مناسب، ایجاد اختلاف سطح، تزئینات و …

ویژگیهای معماری

از ویژگیهای منحصر به فرد که در معماری سنتی ایران دیده می‌شود و در معماری دزفول نیز به عینه دیده می‌شود :

1) پیوستگی بافت :
که نتیجه اتصال و چسبندگی واحدهای فضایی مختلف درون شهری از دو جهت یا بعضاً سه جهت به یکدیگر می‌باشد که این اتصال بهترین شرایط اقلیمی را ایجاد می‌کند.

2) ترکیب و اختلاط انجام یافته فضاها :
که شاخص‌ترین ویژگیهای بافتهای مناطق خشک را توجیه می‌نماید بدین معنا که نحوه توزیع فضایی فعالیتها به شکلی متراکم و متصل به هم بوده لیکن عملکردها و نقشهای فضایی کاملاً قابل تفکیک می‌باشند.

3) تناسب میان ابعاد فضاها با کارکرد آنها :
در بافتهای سنتی میان ابعاد و عملکردها و حتی منزلت اجتماعی استفاده‌کنندگان از آنها تناسب وجود داشته و فرم فضاها متأثر از نقش و عملکرد آنهاست و هرگز بیگانگی میان فضا و عملکرد به چشم نمی‌خورد.

4) محصور بودن فضاهای باز :
از معابر و میادین گرفته تا حتی حیاط خانه‌ها و فضاهای سرپوشیده عمومی شهری همچون ساباطها، بازارها و ایوانها که به سبب ایمن‌سازی فضا در برابر عوامل جوی محصور ساخته شده‌اند و فضاهای سبز شهری از حریم‌های خصوصی (باغچه‌های مساکن) گرفته تا باغهای شهری دارای بافتی محصور و بسته باشند.

5) درونگرایی :
که بر حسب مقتضیات اقلیمی با جهان‌بینی و فرهنگ جامعه ساخته شده و از طریق آن همه عناصر بیرونی به صورتی درون یافته و انسان همیشه خود را در محیطی مأنوس و آشنا می‌یابد و همیشه در فضاهای بیرونی همه چیز رو به سوی درون دارد و معماری ایرانی سمبل جامعه درون پذیر، میزبان و پذیرنده است که مهمترین نماد آن وجود فضاهای باز درونی به صورت حیاط مرکزی در کلیه بافتهای تجاری و مذهبی و مسکونی می‌باشد. فضاهای باز درونی به عنوان مهمترین بخش فضاهای سنتی حرکت انسان را به سمت خود کشیده و نوعی تعلق خاطر و احساس امنیت و نزدیکی را در فرد ایجاد می‌کند.

6) وحدت در عین کثرت، کثرت در عین وحدت :
از عمده ویژگیهای بافتهای سنتی، تنوع نقشها و ساختمانها در عین یکدستی و همگنی آنهاست بدین معنا که در عین حال که در بافتهای سنتی عناصر متفاوت در عین تنوع و کثرت قرار دارند مطلقاً مجرد نبوده و در عین جدایی ناپذیر بوده، بخشهای مختلف بصورت یک کل واحد و کمال یافته دارای پیوستگی هدفمند و منظم می‌باشد به همین دلیل بافتهای سنتی با وجود وزن و ریتم در ترکیب عناصر متعدد موفق به دستیابی ساختاری گردیده که متأثر از جهان بینی این جامعه می‌باشد. جهان بینی متکی بر نمایش وحدت خلقت در کثرت آفریده‌ها حول محور توحید.

از جلوه‌های زیبای معماری دزفول، حرکت و گردش چشم ناظر از یک جا به جای دیگر و اتمام یافتن سکون به حرکت و حرکت به سکون، بحث حرکت انسان در بیرون و درون معماری یکی از دلخوشی‌های عمده معماری جدید می‌باشد.
زیگفرید گیدون درباره حرکت و گردش در داخل بنا که ایجاد تغییراتی اساسی را در نوع فضاسازی کلاسیک موجب شد، گفته‌اش را بر این مبنا استوار می‌سازد که در اثر حرکت و صرف زمان در داخل یک فضای معمار‌انه، بیننده برخی از کیفیت‌های خاص آن را تجربه می‌کند و به درک آن قادر می‌شود اما فضای درونی معماری جدید هیچکدام به تنهایی هویت و شخصیت معماری کلاسیک را ندارد و ترکیب این فضاها به خودی خود از اصول کلاسیک پیروی نمی‌کند. همچنین بعضی از معماران پیشگام نهضت مدرن در ترکیب‌های نهایی خود از اصول رایج در نقاشی و مجسمه‌سازی اوایل سده 20 متأثر بودند مانند میس‌واندرروهه که در بعضی از کارهای خود از اصولی که گروه هنرمندان دستیل ارائه داده‌اند متأثر است.
در اواخر دهه 60 در غرب، با ظهور آثار معماری لویی کان ، گویی آب رفته به جوی بازگشت و او کوشید به یکایک مکان‌های معمارانه در هر مجموعه هویت بخشد که این اقدام او بخشی از پایه و مایه‌ی راه معماری پس از مدرن را فراهم آورد.
اگر معماری و پلانهای معماری دزفول را با معماری مدرن مقایسه کنیم به این نکته پی می‌بریم که با اینکه هر دو معماری دارای پلان آزاد هستند اما در معماری دزفول، فهمیدن هر مکان چه اطاق، ایوان، هشتی، چشمگیر است هر کدام از این اجزا یک کل را مشخص می‌کنند و در اصل یک عنصر کاملند.

تزئینات و رمزگرایی در معماری دزفول

بعد از بحث در مورد معماری و عناصر معماری شهر دزفول و مقایسه آن با معماری مدرن، بحث را حول تزئینات در معماری دزفول ادامه می‌دهم. آمود در دیوارهای شهر دزفول شگفتی و زیبایی خاصی دارد. حاشیه دیوارها، رخبامها و جایی که خط آسمان را تشکیل می‌دهد و جایی که دیوار و آسمان همدیگر را ملاقات می‌کنند یک نوع آرامش خاصی را در انسان به وجود می‌آورند.
تاق‌نماهایی که در معماری دزفول به کار رفته‌اند که می‌توان به عنوان مثال از کلیل، جناغی و نیمدایره نام برد که در معماری عصرهای گذشته نیز دید. در معماری عصر بیزانس تاقهای دوگانه و سه‌گانه را در درون یک تاق بزرگتر می‌بینیم.
در کلیسای تئودور در آتن که از سده 11 بر جای مانده نمونه‌ای از تاقبندی به سبک بیزانس، تاقهای دوگانه درون یک تاق‌نما دیده می‌شود و در کلیسای سن‌وتیال واقع در راونا از سده 11 تاقهای سه‌گانه درون یک تاق‌نما ملاحظه می‌شود. در معماری گوتیک ترتیب قوسها در نما به طریقه دو یا سه قوس درون یک تاق‌نما بزرگتر، در کلیسای ریم، سده 13 عناصر اخذ شده از نمادهای مذهبی به زبان معماری بیان شده‌اند و نماد پدر و پسر و روح‌القدس در شکل مادی، دو قوس کوچک درون یک قوس بزرگتر نمایان شده است. با این تفاوت که در معماری دزفول در نماسازی غالباً یک نیم ستون، بین دو تاق قرار می‌گیرد.
در معماری دزفول که می‌تواند تداعی کننده معماری کل خوزستان باشد رد پای معماری ساسانی دیده می‌شود که به خاطر ارتباط نزدیکی که با معماری بیزانس و روم شرقی داشته به نوعی تبادل فرهنگی را به دنبال داشته و در اثر این رفت و آمد فرهنگی این گونه تاقنماها را در معماری دزفول می‌بینیم.

رمزگرایی هنر تفکر از طریق تصویرهاست هنری که به خصوص در سیصد سال اخیر از انسانها مفقود شده است.
در مورد استفاده از سمبلها و راز و رمز در معماری به جرأت می‌توان گفت که نکته فوق از مبانی تشکیل دهنده طراحی هر اثر معماری در گذشته بوده و هر استادی خود را موظف به رعایت قواعد مربوط به آن می‌دانسته است در معماری دزفول به رغم آزادی در ترکیبات نما، قید و الزامی در بکارگیری عناصر نمادین مشاهده می‌شود که پیوند آن را با گذشته محکم می‌سازد انگار نقش و نگار هر خانه هزاران حرف برای گفتن دارد. بدین ترتیب در معماری گذشته با نوعی زبان از یاد رفته سر و کار داریم که حامل و ناقل ارزشهای فرهنگی بسیاری است.

دقت در بکارگیری سمبلها در معماری دزفول این نکته را نمایان می‌سازد که در این معماری استفاده از آنچه که ما آن را تزئین می‌نامیم صرفاً برای زیباسازی سطوح بکارگرفته نشده است بلکه معانی شکلها و نقشها حتی بر جنبه تناسبها و زیباشناسی ظاهری تفوق داشته و در مواردی اصرار و تأکید بر استفاده از آنها ممکن است به چشم ناظر نا‌آگاه به گونه‌ای مفرط به نظر آید مانند اصرار در بکارگیری تاقهای سه‌گانه.
در معماری بیشتر خانه‌های دزفول، گویی این نقش حامل پیام ویژه‌ای است که به پیام‌گیرنده منتقل می‌شود. او نیز بایستی آن را به همان صورت منتقل کند حتی در موارد متعدد دیگری که امکان بکارگیری تمام اجزای نقش فوق موجود نیست معمار فقط نیم ستون میان دو تاق کوچک را با شکنج آجری سرستون آن نگه می‌دارد. کارگیری همین جزء کوچک یادآور خاطره کل آن است، بدین ترتیب کارکردن فقط با یک جز از کل نقش، به شرط آنکه این جز گویای معانی لازم باشد از مختصات نقش پذیری در هنر ایران است که آن را نیز می‌توان به نوعی ،کهن‌آرایی نام نهاد.
در معماری دزفول بارها به این مطلب برمی‌خوریم که با ترکیب اجزا معماری در یک خانه، خاطره‌ای اجتماعی و عمومی از معماری پدید آمده است. نقشها، شکل تاقها، ترکیبها و تناسبهای این عناصر کل، موزون واحدی را پدید آورده است که به رغم تنوع بسیار، سخن از یک چیز دارد و مردم شهر در گذشته به خوبی از راز و رمز این کلام آگاه بودند و آن را درک می‌کردند. در اینجا دوباره به نکته تعادل و توازن برمی‌خوریم که چگونه با امتزاجی آگاهانه از اصول اولیه معماری شرایط حاکم بر زمان، محیط و همچنین رشته مداوم شکلهای رمزی و سمبلیک، یک کل جدید به دست آمده است و با برهم زدن بعضی سنتهای رایج، سنت نوینی در معماری ایجاد شده است که در مجموع به غنای معماری در این شهر افزوده است.

مصالح مورد استفاده در معماری سنتی دزفول

بعد از بحث پیرامون تزئینات در معماری دزفول و سمبل و نشانه‌ها بحث کوتاهی هم در مورد مصالح استفاده شده در این شهر داشته باشیم.
مصالح مورد استفاده در این منطقه عمدتاً گل، خشت و آجر است. این نوع مصالح در منطقه به زیادی یافت می‌شود تهیه آنها ارزان است و سابقه دیرینه کاربرد در این منطقه را دارند. از نظر اقلیمی نیز این مصالح عملکرد خوبی دارند زیرا در طی روز دیر گرم می‌شوند و در شب دیرهنگام حرارت خود را  از دست می‌دهند که باعث تعدیل نوسان حرارت در طی شبانه‌روز در ساختمان می‌شوند.
از لحاظ عملکرد اقلیمی می‌توان دو حیاط یکی در خانه مدرن و دیگری در ابنیه سنتی منطقه را با هم مقایسه کرد. در حیاط خانه‌های امروزی معمولاً از موزائیک، آسفالت و نرده و درهای آهنی استفاده می‌شود. این مصالح به سرعت حرارت آفتاب را به خود جذب می‌کنند. در روزهای گرم تابستان هنگام بعدازظهر راه رفتن با پای برهنه روی کف این حیاط یا دست زدن به نرده‌ها و درهای فلزی ممکن نمی‌باشد. در صورتی که در حیاط ابنیه سنتی که با آجر فرش شده دمای هوا بر روی سطح آجر بسیار کمتر از آسفالت یا موزاییک است و در شب هنگام که هوا سرد می‌شود این آجرها هنوز حرارت را در خود حفظ کرده‌اند و فضای حیاط زود سرد نمی‌شود. در این منطقه از چوب جهت در و پنجره و گاهی ستون ایوانها و تیر افقی در داخل سقف استفاده می‌شود. سنگ نیز عمدتاً برای پی و کرسی‌چینی به کار می‌رود.

اتاق در معماری دزفول

خلاصه پس از گذشتن از کوچه و هشتی، ورودی، حیاط و … به درون خانه می‌رویم و به اتاق می‌رسیم.
در این خانه‌ها اگر ما اتاق را به عنوان یک جزء کامل از معماری در نظر بگیریم به این نکته می‌رسیم که این جزء کامل با پوششی به طریق تاق و تویزه، شبیه اتاقهایی است که در تمام خانه‌های ایرانی تکرار شده است در حالی که حیاط خانه‌های دزفول در نما اختلاف زیادی با حیاط‌ها و نماهای خانه‌های دیگر شهرهای سنتی ایران دارد.

فضاهای زیرزمینی مساکن ایرانی

غالباً خانه‌های سنتی در مناطق گرم و خشک ایران دارای زیرزمینهایی هستند که در فصل گرم سال مورد استفاده ساکنین قرار می‌گیرند. یکی از دلایل مهمی که از زیرزمین استفاده می‌کنند غیر از گرم بودن منطقه، خاک و زمین مناسب و ترکیب بسیار عالی آن می‌باشد. این فضاها در دل خاک توسط پوسته ضخیم زمین اطراف خود محافظت می‌شود و باعث می‌شود که حرارت و گرمای خارج به سادگی به فضای زیرین نفوذ نکند.
در بسیاری از این مناطق واژه‌های سرداب، زیرزمین، شبستان و شوادان، معرف استفاده از زیرزمین هستند.

شبستان

همان زیرزمین یا سرداب است که گاهی تمامی سطح زیر طبقه همکف را در بر گرفته و سقف آن حدود یک متر از سطح حیاط بالاتر است.
سرداب
این فضا که در طبقات زیرین خانه‌های این مناطق ساخته می‌شود به این صورت عمل می‌شود که یک یا دو اتاق زیرخانه را خالی کرده و آنها را به صورت یک یا دو طبقه درآورده و سقف آن را تاق ضربی کار می‌کنند. بعضی از این فضاها را در کنار راهرویی که به آب انبار ختم می‌شود می‌سازند تا از این طریق برودت تبخیری بر خنکی فضای موجود افزوده شود.

شـوادان

شبادان فضایی به مراتب خنک‌تر از شبستان می‌باشد و در مواقعی که هوای شبستان خیلی گرم شود ساکنان از شوادان استفاده می‌کنند که ورودی آن از طریق حیاط می‌باشد. شوادان راهی زیرزمینی و دور و دراز است که غالباً از کنار رودخانه دز سر در می‌آورد و در مسیر خود ابتدا در عمق حدود شش متر به یک مکان که زیرزمین شبستان می‌نامند می‌رسد که در این مکان فضاهای کوچکتر دیگری درست می‌کنند که به صورت یک تقاطع به طرفین باز می‌شود. این فضاها که مکانهای بسیار دنجی برای استراحت هستند کت نامیده می‌شوند. در این فضاها درون دیوار را خالی کرده برای نگهداری وسایل…به نام تاقچه و رف که در امتداد هم قرار دارند.

فضای کت بوسیله دریزه ، هوا و نور را می‌گیرد. بعضی از این دریزه‌ها به حیاط خانه راه دارد و بعضی دیگر به کوچه ختم می‌شوند و این دریزه‌ها به اتاقهای خانه نیز راه دارند بدین طریق هوای بیرون که وارد فضای شوادان می‌شود پس از اینکه خنک شد به اتاقها وارد می‌شود و فضای اتاق را نیز خنک می‌کند بدین صورت هوا و دما دائماً در حال تغییر است.
سپس در عمق حدود 12 متری به زیر زمین دیگری می‌رسد که معمولاً بزرگتراز زیرزمین اول بوده و به صورت مکانی مرکزی، با کت‌هایی در سه طرف است که از یک گوشه آن پله ادامه پیدا می‌کند و به شوادان همسایه مربوط می‌شود و با گذشتن از پله‌های دیگر به رودخانه می‌رسد. این مجموعه پیچ در پیچ ساختمانی تمام خانه‌های شهر را در زیر به هم وصل می‌کند.
با بررسی‌هایی که در 7 خانه در دزفول انجام داده شد تمام این شوادان‌ها در زیر به هم متصل نبودند. بعضی از این فضاها فقط مختص همان خانه بوده و به فضای شوادان همسایه راه ندارد ولی می‌شود گفت که اغلب این فضاهای زیرزمینی با هم در ارتباط هستند. در گذشته برای اینکه ساکنین کمتر در معرض تابش آفتاب و هوای گرم قرار بگیرند (در روز) مبادلات پایاپای با همسایه‌ها در همین فضاها صورت می‌گرفت. این ارتباطات به طریقی صورت می‌گرفت که حریم همسایه رعایت شود.

این فضا هم به عنوان زیرزمینهای خنک در تابستان گرم و سوزان دزفول عمل می‌کند و هم با سوراخهایی که از آن تا اتاقهای خانه، ادامه پیدا می‌کرد هوای خنک از دل زمین به درون اتاقها می‌فرستاد. شوادان‌های کهن، متروکه بود و به علت رواج کولر استفاده  چندانی از آن به عمل نمی‌آمد شگفت که در سالهای اخیر به علت بمبارانهای هوایی زیرزمین‌ها و شوادانها، رونق دوباره‌ای گرفت و پناهگاههای زیرزمینی شد.
از لحاظ سازه‌ای این فضا سازه خاصی ندارد . چون دقیقاً در دل خاک متراکم این ناحیه قرار گرفته است جز در ورودی آن که به صورت شیب‌دار کار شده است تاق ضربی خوبی داریم.
در این فضا (شوادان) محلهایی برای نگهداری مواد غذایی نیز وجود داشت، مثلاً نگهداری گوشت که بوسیله زنجیرهای بسیار قطور از سقف آویزان بود: تنها بهانه‌ای که شخص را در روز به بیرون از شوادان می‌کشاند پختن نان بود. می‌توان گفت در معماری این ناحیه بیشتر ارتباطات عمودی است تا افقی.

واژه کت که قسمتی از فضای شوادان است در جاهای دیگر معماری دزفول استفاده می‌شود. به این ترتیب که در کنار رودخانه دز تپه‌هایی با ارتفاع 30-20 متر با خاک و سنگ بسیار پیوسته و متراکم وجود دارد. درون این تپه‌ها را سوراخهایی یا فضاهایی برای استراحت درست کرده‌اند «کاملاً طبیعی» که در گذشته استفاده‌های دیگری داشته ولی امروزه برای تفریح و استراحت مورد استفاده قرار می‌گیرند این فضاها که همه به هم پیوسته و راه دارند کت نامیده می‌شوند و فضاهای تقسیم کوچکتر را کتول می‌گویند.

2 نظر

  • نجمه می‌گه:

    این شهر که سالها شده بیمار است
    حتی ز تبسم خدا بیزار است
    هر چند که در مقابل لرزه قوی است
    درمان هوای خسته اش معمار است…………….مرسی.

  • سپیده می‌گه:

    سلام و خسته نباشید
    اگه امکانش هست منابع مطالب رو درج بفرمایید

ارسال نظر